آموزش درس عربی دبیرستان وسوالات مربوطه

آموزش عربی دبیرستانی ونمونه سؤالات عربی


جمله های فعلیه و فعل ماضی:
جمله های فعلیه در زبان عربی جمله هایی هستند که با فعل آغاز می شوند و فعل در این جمله ها همواره به صیغه مفرد آورده می شود خواه فاعل جمع باشد خواه مفرد:
- خرج الطلاب من الصف
- خرج الطالب من الصف
*اگر جمله مجهول باشد معمولادر ترجمه افعال مجهول از صیغه های((شدن))استفاده
می کنیم:اُکرِمَ الضِیوفُ:مهمانان مورد اکرام واقع شدند.اما بعضی اوقات از فعل شدن استفاده
نمی شود مانند : لَن نُخدَعَ : فریب نخواهیم خورد(به جای فریب داده نخواهیم شد ).
در مثال فوق اگر چه فعل مجهول است ولی از واژه "شدن " استفاده نمی کنیم .
الف-فعل ماضی
فعل ماضی در زبان فارسی انواعی دارد که عبارتند از ماضی مطلق،ماضی استمراری،ماضی نقلی،ماضی بعید،ماضی ملموس،ماضی التزامی.
1- ماضی مطلق فارسی برابر است با ماضی کامل در زبان عربی.
ماضی کامل عربی را با ما+ فعل ماضی یا لم+فعل مضارع می توان منفی ساخت:
ما ذَهَبَ= لَم یَذهَب
2- ماضی استمراری(در زبان عربی برای آن نامی تعیین نشده است):در زبان عربی برای ساختن این زبان از "کان"+فعل مضارع استفاده می شود:کانوا یعلبون:«بازی می کردند».
برای منفی ساختن ماضی استمراری در عربی می توانیم از الگوهای زیر استفاده کنیم:
ما+کان+فعل مضارع/لم+مضارع مجزوم+فعل مضارع/کان+لا+فعل مضارع
نمی رفتم=ما کنتُ أذهبُ/لم أکن أذهَبُ/کنتُ لا أذهبُ
3- ماضی نقلی:انجام فعل در گذشته آغاز شده اما اثرش تا زمان حال باقیست .
در زبان عربی فرمول آن"قد+فعل ماضی" می باشد:قد ذهب:رفته است.
*برای منفی ساختن ماضی نقلی در زبان عربی دو راه موجود است:
الف-لمّا+فعل مضارع مجزوم=لمّا أذهب:هنوز نرفته ام.
ب-لم+فعل مضارع مجزوم+بعدُ=لم أذهب بعدُ:هنوز نرفته ام.
4- ماضی بعید برابر است با ماضی أکمل در زبان عربی که انجام کاری را پیش از یک ماضی دیگر بیان می کند. در زبان عربی برای بیان این زمان از یکی از دو فرمول زیر می توان استفاده کرد:
کان+قد+فعل ماضی=کان قد ذهب/کان+فعل ماضی=کان ذهب=رفته بود.
5- ماضی مستمر:
ماضی مستمر دلالت بر کاری دارد که در گذشته به صورت مستمر همزمان با کار دیگری انجام گیرد و فرمول آن عبارت است از:
الف-کان+اسم فاعل:کانت الطفله ضاحکهً عندما دخلتُ الغرفه:«هنگامی که داخل اتاق شدم کودک داشت می خندید».
ب-ماضی استمراری+لمّا(بینما)+...:کنتُ أکتبُ لمّا دَخلَ:«وقتی وارد شد داشتم می نوشتم».
ج-کاد+فعل مضارع+فاذا+...:کدتُ أسقطُ فإذا صَدیقی أمسَکَ بِیَدی:
«داشتم می افتادم که دوستم دستم را گرفت».
6- ماضی التزامی انجام کاری را در گذشته باشک و تردید و یا آرزو و دریغ بیان می کند.
در زبان عربی برای ساختن این زمان باید به شکل زیر عمل کنیم:
إِن یا (لعل-لیت-أردتُ ان-من الممکن أن،...)+فعل مضارع کان+قد+فعل ماضی:
إِن تکونو قد ذهبتم...:«اگر رفته باشید...».
لعلّه یکون قد اشتری الکتاب:«شاید کتاب را خریده باشد».
لیتَهم یکونون قد علِموا:«کاش دانسته باشند».
أَردَتُ ان اَکونَُ قد طرقتُ البابَ:«خواستم که در زده باشم».
یَجِبُ أن یَکونَ قَد وَصلَ:«باید رسیده باشد».
مِنَ المُمکن أن تکونَ هذه المقالة العلمیةُ قد إنتَشَرَت فی بَعضِ المَجلاتِ العَرَبیهِ:
«ممکن است این مقاله علمی در یکی از مجلات عربی منتشر شده باشد».
*نکته:فعل ماضی بر آینده دلالت می کند در صورتی که:
1-پس از "ما" مصدریه زمانیه بیاید:
لن تلقوا ضُرّاً ما بقینا أحیاءَ:تاز مانی که ما زنده باشیم ضرری نخواهید دید.
2-پس از ابزارهای شرط(إن-إذا-من-أی-ما-مهما.....)
إِن فعلتُ ذلک ضیّعتُ مالی:«اگر این کار را انجام دهم سرمایه ام را از دست می دهم».
3-بر طلب(مانند:دعا)دلالت کند:حفظه الله:«خدا نگهدار او باشد».
لا رحِمَهم اللهَُ« خدا آنها را نیامرزد»- رَضِیَ اللهُ عَنهُ:«خدا از او راضی و خشنود باد».
7-مضارع التزامی:فعل مضارع هنگامی که در جواب طلب واقع می شود به صورت التزامی ترجمه می شود و قبل از این فعل ها کلمه((تا))می آید مانند:
أحسِن إلی الناسِ تستَعبِد قُلُوبَهُم:«به مردم احسان کن تا دلهایشان را بدست آوری».
4-پس از قسم منفی:وَ حَیاتی لا کلّمتُکَ أبدَ الدهرِ: «به جانم سوگند هرگز با تو سخن نخواهم گفت».
5-و نَُفِخَ فی الصور فَصَعق مَن فِی السَمواتِ و مَن فِی الارضِ(زمر-68)
«و در صور دمیده شود،سپس هرکس که در آسمان ها و زمین است بیهوش شود...».

*نکته:فعل ماضی گاهی بر زمان حال دلالت دارد:
- زعموا أنّ:« می گویند که....».
- قیل:«گفته می شود:...».
- أَما علمتَ النبأَ؟ :«خبر را نمی دانی؟»
- بِعتُکَ هذِه الدارَ:«این خانه را به تو می فروشم».(یعنی در افعال عقود)
- إنَ اللهَ کانَ علیماً:«خدا داناست».
- کانَ الباطِلَُ زهوقاً:«باطل نابودشدنی است».
*در زبان عربی فعلی به معنی داشتن نداریم و برای این معنی از ترکیب "عند یا لـ+ضمیر ویا یک اسم" استفاده می شود:لک سیارةٌ:تو اتومبیلی داری. / عندی کتابٌ:من کتابی دارم.
*نکته:برای فعل داشتن در زمان " ماضی " از ترکیب(کان+ل) استفاده می کنیم مانند :
کان لی سیارةًَ:ماشینی داشتم. برای منفی کردن فعل داشتن از" لیس" یا "ما"استفاده
می کنیم.لیسَ عندی/لِی شئٌ:«چیزی ندارم».
اسلوب تعجب
در زبان عربی جمله های تعجبی معمولاً با استفاده از افعال تعجب ساخته می شوند و افعال تعجب به دو صورت به کار می روند:
1- ما أَفعلَ : ما أجملَ الرّوضَ.
2- أَفعِل بـ : أجمل بالرّوضِ.
در ترجمه این گونه جمله ها می توان از قیدهای تعجب فارسی مانند::"چه – عجب – چقدر و ..." استفاده کرد ، یعنی در ترجمه مثال بالا می توان گفت : «چه باغ زیبایی، عجب باغ زیبایی، چقدر باغ زیباست!».
• گاهی فعل «کان» میان «ما» و « أفعلَ» اضافه می شود و به جمله تعجب معنای گذشته می بخشد مانند : ما کان أجملَ الرَّوضَ :«‌باغ چه زیبا بود».
• گاهی بعد از «ما أفعلَ» ما مصدریه و فعل «یکونُ » می آید که در این صورت زمان جمله تعجبی آینده خواهد بود:
ما + أفعل + ما (مصدریه)+ یکون + ... = ما أجمَلَ مایکونُ الروض:« باغ چه زیبا خواهد بود».
• علاوه بر این عباراتی مانند : لله دره + تمییز / سبحان الله / لـَ + ضمیر+من + صفت ، و... نیز معنای تعجبی به جمله می بخشد که در ترجمه آنها نیز می توان از قیدهای تعجب استفاده کرد.
یا لَهُ مِن رَجُلٍ مِسکینٍ : «چه مرد بینوایی !»
للّه درّه شاعراً: «عجب شاعری است او !»تمییز :
تمییز قیدی است غالباً جامد و نکره که برای برطرف نمودن ابهام یک کلمه (تمییز ذات) یا یک جمله (تمییز نسبت) به کار می رود.
تمییز مفرد عبارت است از :
1- تمییز برای عدد : إشتَرَیتُ عِشرِینَ کتاباً : «بیست کتاب خریدم».
2- تمییز برای مساحت :عِندِی ذِراعانِ حَریراً :« دو ذرع حریر دارم».
4- برای وزن : إشتَرَیتُ مَناً قَمحاً : «یک من گندم خریدم» .
5- برای پیمانه : شَرِبتُ کوباًَ شایاً : «یک لیوان چای نوشیدم ».
* در مورد تمییز برای جنس/ معمولاً تمییز با کلمه ماقبل آن به صورت ترکیب وصفی ترجمه می شود : عندی خاتمٌ فضةٌ : «یک انگشتر نقره ای دارم».
* قید تمییز نسبت که بر سر جمله های اسمیه و فعلیه وارد می شود ، بهتر است در ترجمه آن حتی الامکان از تعبیرهایی چون : از لحاظ – از نظر پرهیز کرد. بنابراین باید نقش اصلی تمییز را یافته و آن ر ا بر اساس همان نقش اصلی ترجمه نمود:
خالدٌ أکثَرُ مِن أخیهِ عِلماً : «دانش خالد بیش از برادرش است».
فاضَ النهرُ ماءً : «آب رودخانه طغیان کرد».
حَصَدنَا الارضَ قَمحاً : «گندم زمین را درو کردیم».
یادآوری 1 :
• قید تمییز در برخی جمله های تعجبی به اقتضای جمله ترجمه می شود.
للّه دَرهُ فارِساً : «چه سوار کاری است!»
للّه دره خَطیباً : «چه سخنرانی است!»
یادآوری 2 :
• می توان گفت که تمییز در مواردی که مشتق استعمال می شود چه در جمله های تعجبی (مانند دو مثال فوق) و چه در جمله های غیر تعجبی بنا به اقتضای جمله ترجمه می شود.
کفی بالموت واعظاً : «مرگ برای پندآموزی کافی است».کفی بالله شهیداً : «خداوند برای شاهد بودن کافی است».

مفعول مطلق
در زبان عربی گاه بعد از فعل مصدری از لفظ آن به صورت منصوب و معمولاً نکره، برای تاکید یا بیان نوع و یا بیان عدد آن می آید که به آن مفعول مطلق می گویند. در فارسی برای مفعول مطلق معادلی وجود ندارد از این رو در ترجمه گاه با مشکل مواجه می شویم لذا باید به نکات زیر توجه نماییم:

1) در ترجمه مفعول مطلق تاکیدی می توان از قیدهایی مانند : بسیار،سخت،به شدت،خیلی و ... استفاده کرد:
فرحتُ فَرحاً :« بسیار خوشحال شدم».
حزِنت حُزناً: «سخت غمگین شد».
بَکی بُکاءً : «به شدت گریست».

2) ترجمه مفعول مطلق نوعی معمولاً کار چندان ساده ای نیست و باید به حالت مفعول مطلق به روش های متعددی توجه نمود.

الف ـ در ترجمه مفعول مطلق نوعی هرگاه مفعول مطلق با صفت مفرد همراه باشد، می توان از انواع قیدهای بیانی (به گونه ای- به طور مطلق – به طور کامل و ... ) کمک گرفت:
نَمَا هذَا البلدُ نُمُوّاً عَجِیباً :« به گونه ای عجیب این کشور رشد کرد».
خَضَعَ لِلأَجانِبِ خُضُوعاً مُطلقاً :« به طور مطلق تسلیم بیگانگان شد».
أَثّرَت الثقافهُ الفارسیَهُ فی الثَقافَهِ العَرَبِیهِ تَأثیراً کامِلاً :« فرهنگ فارسی به طور کامل در فرهنگ عربی تاثیر گذاشت».
ب – در ترجمه مفعول مطلق نوعی ، هرگاه با صفت جمله همراه باشد، می توان از قید «چنان» یا « آن گونه» استفاده کرد.
إِنتَقمنا مِنَ العدّو انتقاماً لن یَنساه أَبدأ:« چنان انتقامی از دشمن گرفتیم که هرگز آن را فراموش نخواهد کرد».
إِحتَرِمهُ إِحتراماً یلیق به :« آن گونه که شایسته او است به او احترام بگذار».
ج – مفعول مطلق نوعی هرگاه با مضاف الیه همراه باشد معمولاً بیانگر نوعی تشبیه است که می توان در ترجمه آن از برخی ابزار تشبیه از قبیل :« همچون ،مانند و ... »استفاده کرد:
بَکَی بُکاءَ الاطفالِ : «همچون کودکان گریست (کودکانه گریست)» .
أُنظُر اِلی الدنیا نَظَرَ الزاهدینَ فیها:«همچون نگاه انسانهای زاهد به دنیا بنگر».

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 17:48  توسط منوچهر سلطانزاده بالی  |